تبليغاتX
مثبت

مثبت
ام کیف اسکن فی النار، و رجایی عفوک

آهای ملعون ها! می‌دانید رفقایتان چند سال بعد حسین را کشتند و هر کسی می‌گفت چرا پسر رسول خدا را کشته‌اید، جواب می‌دادند :که گفته حسین پسر پیامبر است، نوه‌ی دختری اوست؟

حال بگویید، فاطمه هم نوه‌ی دختری بود؟ فاطمه دختر پپامبر نبود؟ فاطمه تمام جان پیامبر نبود؟ فاطمه دختر و مادر و همسر پدرش نبود؟ مگه پیامبر خاتمی که این‌قدر مصنوعی سنگش را به سینه می‌زدید، نگفته بود هیچ‌کس را به اندازه‌ی فاطمه در این دنیا دوست ندارد؟ مگر رسول خدا نگفته بودند هر کس فاطمه را برنجاند مرا رنجانده و هر کس مرا برنجاند خدا را؟ نمی‌دید که پیامبر وقتی به مقابل در خانه‌ی دخترش می‌رسید، رو به خانه می‌ایستاد و فاطمه را سلام می‌داد؟ واقعا این‌ها را ندیده‌اید؟

آری! فاطمه برایتان مشکل درست می‌کرد. فاطمه گریه می‌کرد، زمانی که شما دوست نداشتید. فاطمه تنها یاور علی بود، هنگامی که شما می‌خواستید علی حتی او را هم نداشته باشد. فاطمه با گریه‌هایش شاید روزی دل بی‌رحم و بزدل مردم سنگ‌دل مدینه را تحریک می‌کرد که علیه شما بشورند. نه! اشتباه کردید. از این مردم بی‌رحم هیچ چیز برنمی‌خیزید. از این مردمی که در بهانه‌جویی استاد بودند، یاری نمی‌رسید. این مردم امتحان خود را بارها پس داده اند. گاهی با خود فکر می‌کنم همین ما که این‌قدر ادعا می‌کنیم امام زمان که بیایند، همچین بعید نیست جلوی رویشان بایستیم!

نه! شما فاطمه را برای زمین‌های فدک نکشتید. شما آن سیلی‌ها را از روی غیض و نفرت می‌زدید. شما می‌دانستید فاطمه باردار است و می‌زدید. شما از او نفرت داشتید، از شوهرش نفرت داشتید. شما از پیامبر هم نفرت داشتید. شما از این خاندان نفرت داشتید. اسلام را هم به‌زور قبول کردید. اگر مجبور نبودید اسلام را هم نمی‌خواستید.

*****

حال دیگر با شما کاری ندارم. خدای بزرگ! ای جبار! ای قهار! می‌دانم کریم هم هستی، رحیم هم هستی. ولی واقعا این‌ها ارزش کرامتت را ندارند. می‌دانم شما همین بنده‌ی ملعونت را هم با عشق آفریدی و افریده‌ی خود را هر چه‌قدر بد، باز هم دوست داری؛ اما تو را به همین فاطمه که جهان را به خاطرش آفریدی، بهشت را با او معطر ساختی، این‌ها را به جزای اعمالشان برسان. اکنون هم آدم‌هایی هستند که چون دستشان از امام و معصوم کوتاه هست، به جان بندگانت افتاده‌اند. ظهور امام زمانمان را هر چه زودتر برای پاک کردن این‌ها از روی زمین تعجیل فرما!

الهی آمین


موضوعات مرتبط: من نوشت
[ سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 ] [ 13:0 ] [ بچه مثبت ] [ ]

لازمه‌ی یک جامعه‌ی سرحال و فعال، فعالیت گروه‌های مختلف مردم با عقیده‌ها و نظرات متفاوت است که این گروه‌ها می‌توانند یکدیگر را نقد کنند و بدینوسیله به هم کمک کنند برای بهتر شدن کل جامعه.

شهر مقدس مشهد نمونه‌ای کوچک از یک جامعه‌ی ایرانی اسلامی است که متاسفانه این نکته در مورد آن صدق نمی‌کند و به زبان دیگر نوعی تحمیل نظر را در مورد موضوعات مختلف، از سوی افرادی که ممکن است واقعا دل بسوزانند برای نظام، می‌بینیم؛ که این موضوع باعث خمودگی و مردگی جامعه می‌شود و مردم می‌دانند که حرفشان هیچ تأثیری ندارد و کم‌کم دلسرد می‌شوند و دست به فعالیت نمی‌زنند. و آن‌هایی نیز که فعالیت می‌کنند مجبورند بر اساس نظر عده‌ای خاص جلو بروند که مثلا مبادا جمعه‌روزی مورد ناسزا از سوی آن فرد و افراد در پای منبر امامت جمعه قرار بگیرند!

متأسفانه در مشهد یکی نوع یکجانبه گرایی در مسائل مختلف دیده می‌شود. شهری که جوانان بسیار مستعد و انقلابی از ابتدای انقلاب مقدس اسلامی داشته است و نقش مهمی در پیریزی انقلاب بوسیله‌ی افرادی چون مقام معظم رهبری(ایشان در ابتدا فعالیت‌های انقلابی خود را از مشهد آغاز کردند) داشته است. این شهر همان‌طور که گفته شد دارای جوان‌هایی با عقاید مختلف است(که این امر فقط مختصّ مشهد نیست) که علایق متفاوتی نیز دارند، پس باید متناسب با علایق مختلف آن‌ها در حیطه‌ی اسلام و نه سلیقه(!) امکاناتی فراهم شود.

از طرف دیگر باعث ناراحتی است که در مشهد، بزرگان شهر از جمله امامت جمعه‌ی محترم، با کمال احترامی که برای علم دینی‌شان قائلیم، نظرات متفاوت را برنمی‌تابند و به نظر من تحمل نقد به مسائل مختلف اجتماعی یک نظام اسلامی که قطعا به دلیل معصوم نبودن عواملش مشکلات عدیده‌ای دارد، را ندارند.

اما از جمله نیازهای یک جامعه‌ی آرمانی بالأخص جوانان، وجود اماکن و وسایل مختلف تفریح است با توجه یه همان نکته‌ی عقیده‌های مختلف که در بالا ذکر شد؛ که متاسفانه این مورد نیز هم به دلایل نامعلوم و به نظر من دخیل دادن سلیقه در نگاه به موضوعات توسط بزرگان شهر در محدودیت‌هایی قرار دارد. در ادامه به ذکر مصداق‌هایی اندک که به عمر کوتاه من قد می‌دهد می‌پردازم.

اما مصداق‌ها:

۱. متأسفانه از اکران فیلم‌های سینمایی زیادی از جمله تسویه‌حساب و گشت ارشاد در مشهد جلوگیری به عمل آمده. با این توضیح که جوان این مسئله را ایجاد محدودیت در یکی از معدود تفریحات خود یعنی سینما تلقّی می‌کند. در حالی که به عقیده‌ی بنده به عنوان مثال فیلمی مثل گشت ارشاد با حذف قسمت‌های کوچک مشکل‌دارش، یک فیلم کمدی انتقادی از مقوله‌ی گشت ارشاد است و چرا باید با این هجمه روبه‌رو شود؟

۲. تقریبا در تمام شهرهای ایران کنسرت‌های خوانندگان که مورد علاقه‌ی بسیاری از جوانان است برگزار می‌شود. چرا در مشهد این تفریح مجاز با آهنگ‌هایی در حدود شرایط اسلامی نباید برگزار شود؟ اسلام و مراجع این قضیه(آهنگ مطابق اسلام) را بدون مشکل می‌دانند. چرا دوستان خود را از اسلام بالاتر می‌دانند؟

و ...

در پایان امیدوارم جامعه‌ی اسلامی کنونی، هر روز بهتر شود؛ تا زمان ظهور اماممان که یک جامعه‌ی آرمانی را خواهیم داشت.


پی‌نوشت:

یکی دیگر از موارد قابل انتقاد به امام جمعه‌ی محترم مشهد(که فقط مربوط به ایشان نیست و به خیلی از مسئولین نظام برمی‌گردد) این است که به راحتی هر چه تمام تر ناسزا و فحش از دهانشان بیرون می‌آید. نگاهی به سیره‌ی بزرگان بیندازید. کجا دیده‌اید که بزرگی برای خطاب قرار دادن فردی مستبد، کافر و زورگو حتی(!)، اسم حیوانات را به کار برد؟ حال این‌که این لغات گاهی برای قشری از مردم مسلمان ایران نیز به کار می‌رود. در شأن امام جمعه‌ی پایتخت مذهبی ایران نیست که این‌چنین کلماتی را برای انسان‌هایی هر چند بد، استفاده کند. این مسئله که متأسفانه در دوران فتنه نمود بیشتری پیدا کرد، بازیچه‌ای بود برای مورد سوء استفاده قرار دادن دشمنان نظام!


موضوعات مرتبط: 30يا30
[ یکشنبه بیستم فروردین 1391 ] [ 22:50 ] [ بچه مثبت ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

یا حبیب الباکین!
توفیقم ده که هر روز خجالت زده به درگاهت گریه کنم.
امکانات وب